چرا افراد به تله رهاشدگی فرو میافتند؟
چرا افراد به تله رهاشدگی فرو میافتند؟
عادت به رها کردن روابط عاطفی اغلب به تجربیات دوران کودکی بازمیگردد. بسیاری از افراد وقتی که با والدینی روبرو میشوند که نیازها و احساسات آنان را به درستی درک نمیکنند، عادت میکنند روابطی را که در زندگی بزرگتر با دیگران برقرار میکنند، رها کنند.
در کودکی، احساس دوستی و پذیرش از سوی هر دو والدین اهمیت دارد. این تجربه به کودک اعتماد به نفس و احترام به خود را میآموزد. گفتار و کردار والدین در اینجا اهمیت زیادی دارد؛ نه فقط اظهار دوستی با کلمات، بلکه با نحوه رفتار و ارتباط برقرار کردن با فرزندان.
وقتی والدین به جای حمایت و احترام، انتقاد، تهاجم و طرد به کار میگیرند، کودک احساس میکند که توجیه نادرستی دریافت میکند. این احساس ممکن است در طول زمان به رهاشدگی منجر شود. زمانی که والدین نتوانند به درستی با نیازها و احساسات فرزندان هماهنگ شوند، اتفاقاً میتواند به عنوان یک تله برای رهاشدگی عاطفی عمل کند.
عدم توانایی والدین در ایجاد یک ارتباط همدلی با فرزندانشان میتواند باعث احساس تنهایی و شرمندگی در کودکان شود. به عنوان نمونه، والدی که به نظر میرسد توجه زیادی به فرزندش دارد اما نیازهای آن را به درستی برآورده نمیکند، ممکن است کودک را به رهاشدگی سوق دهد. رها شدن نیز زمانی اتفاق میافتد که والدین از فرزندانشان انتظار دارند مسئولیتهای نامناسب با سن آنها را بپذیرند.
این الگوها و تجربیات در کودکی در طول زمان به عنوان یک الگوی رفتاری در زندگی بزرگتر باقی میمانند. وقتی در روابط بزرگتر، احساس تنهایی، ترس از رهاشدن و اندوه طغیان میکند، این ممکن است به یک الگوی رفتاری تبدیل شود که فرد را به تله رهاشدگی میکشاند.
در نتیجه بهتر است به علت تله رهاشدگی از زمان کودکی توجه کافی داشته باشید.
برچسب: تله، رهاشدگی، طرحواره،